متن شعر

از این پستی به سوی آسمان شو

از این پستی به سوی آسمان شو
ز شهر پرتب و لرزه بجستی
اگر شد نقش تن نقاش را باش
وگر روی از اجل شد زعفرانی
وگر درهای راحت بر تو بستند
وگر تنها شدی از یار و اصحاب
وگر از آب و از نان دور ماندی
 
روانت شاد بادا خوش روان شو
به شادی ساکن دارالامان شو
وگر ویران شد این تن جمله جان شو
مقیم لاله زار و ارغوان شو
بیا از راه بام و نردبان شو
به یاری خدا صاحب قران شو
چو نان شو قوت جان​ها و چنان شو
تعداد دفعات مشاهده: 152