متن شعر

تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده

تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
دم به دم او کف خود را از دلم پرخون کند
نام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیست
چونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهی
ذره​ها اندر هوا و قطره​ها در بحرها
واعظ عقل اندرآمد من نصیحت کردمش
پیش شمس الدین تبریزی برو کز رحمتش
 
هر زمان گوید که چونی ای دل بی​چون شده
تا ز دست دست او خون دلم جیحون شده
عشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده
فتنه خورشید گشته آفت گردون شده
در دماغ عاشقانش باده و افیون شده
خیز مجلس سرد کردی ای چو افلاطون شده
مردگان کهنه بینی عاشق و مجنون شده
تعداد دفعات مشاهده: 74