متن شعر

چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست

چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
چون دهانت بسته باشد در جگر آتش بود
چونک در تن جان نباشد صورتش را ذوق نیست
گر زمین از مشک و عنبر پر شود تا آسمان
تا ز آتش می​گریزی ترش و خامی چون پنیر
 
گر چه با من می​نشینی چون چنینی سود نیست
در میان جو درآیی آب بینی سود نیست
چون نباشد نان و نعمت صحن و سینی سود نیست
چون نباشد آدمی را راه بینی سود نیست
گر هزاران یار و دلبر می​گزینی سود نیست
تعداد دفعات مشاهده: 187