متن شعر

شب دوشینه ما بیدار بودیم

شب دوشینه ما بیدار بودیم
حریف غمزه غماز گشتیم
به گرد نقطه خوبی و مستی
تو چون دی زاده​ای با تو چه گویم
مثال کاسه​های لب شکسته
چرا چون جام شه زرین نباشیم
چرا خود کف ما دریا نباشد
خمش باش و دو عالم را به گفت آر
 
همه خفتند و ما بر کار بودیم
ندیم طره طرار بودیم
به سر گردنده چون پرگار بودیم
که با یار قدیمی یار بودیم
به دکان شه جبار بودیم
چو اندر مخزن اسرار بودیم
چو اندر قعر دریابار بودیم
کز اول گفت بی​گفتار بودیم
تعداد دفعات مشاهده: 67