متن شعر

بیا ای زیرک و بر گول می​خند

بیا ای زیرک و بر گول می​خند
چو در سلطان بی​علت رسیدی
اگر بر نفس نحسی دیو شد چیر
چو مرده مرده​ای را کرد معزول
مثال محتلم پندار عزلش
یکی در خواب حاصل کرد ملکی
سوالی گفت کوری پیش کری
وگر گوید فروشستم فلان را
چو نقدت دست داد از نقل بس کن
 
بیا ای راه دان بر غول می​خند
هلا بر علت و معلول می​خند
برو بر خاذل و مخذول می​خند
تو خوش بر عازل و معزول می​خند
تو هم بر فاعل و مفعول می​خند
برو بر حاصل و محصول می​خند
دلا بر سائل و مساول می​خند
هلا بر غاسل و مغسول می​خند
خمش بر ناقل و منقول می​خند
تعداد دفعات مشاهده: 109