متن شعر

ایها الساقی ادر کاس الحمیا نصف من

ایها الساقی ادر کاس الحمیا نصف من
مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن
نام شمس الدین به گوشت بهتر است از جسم و جان
مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو
نام شمس الدین چو شمعی همچو پروانه بسوز
تا شود این جان تو رقاص سوی آسمان
شمس دین و شمس دین و شمس دین می گو و بس
مطربا گر چه نیی عاشق مشو از ما ملول
یک شبی تا روز دف را تو بزن بر نام او
ناگهان آن گلرخم از گلستان سر برزند
لاله​ها دستک زنان و یاسمین رقصان شده
خارها خندان شده بر گل بجسته برتری
 
ان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن
چون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن
نام شمس الدین چو شمع و جان بنده چون لگن
بر تن و جان وصف او بنواز تن تن تن تنن
پیش آن چوگان نامش گوی جان را درفکن
تا شود این جان پاکت پرده سوز و گام زن
تا ببینی مردگان رقصان شده اندر کفن
عشق شمس الدین کند مر جانت را چون یاسمن
کز جمال یوسفی دف تو شد چون پیرهن
پیش آن گل محو گردد گلستان​های چمن
سوسنک مستک شده گوید چه باشد خود سمن
سنگ​ها تابان شده با لعل گوید ما و من
تعداد دفعات مشاهده: 146