متن شعر

گر از شراب دوشین در سر خمار داری

گر از شراب دوشین در سر خمار داری
ور تازه​ای نه دوشین بنشین بیا بنوش این
تا سنگ را پرستی از دیگران گسستی
در بارگاه خاقان سودای پرنفاقان
فهرست یاد کینی با لطف ساتکینی
زین سر اگر ببینی مویی ز خوب چینی
نی غوره​ای بجوشی نی سرکه​ای فروشی
انگور این وجودت افشردن تو سودت
وقتی که دررمیدی تو سوی شمس تبریز
 
بگذار جام ما را با این چه کار داری
تا از خیال پیشین زنهار سر نخاری
دریا تو را نشاید گر سیل یاد آری
زنبیل هر گدایی در پیش شهریاری
اندر بهشت وآنگه در شعله​های ناری
نی پرده زیر ماند نی نعره​های زاری
الا شراب نوشی انگور می​فشاری
انگار کین نبودت تا چند مهر کاری
آن جا خدای داند کاندر چه لاله زاری
تعداد دفعات مشاهده: 59