متن شعر

صبحدم شد زود برخیز ای جوان

صبحدم شد زود برخیز ای جوان
کاروان رفت و تو غافل خفته​ای
عمر را ضایع مکن در معصیت
نفس شومت را بکش کان دیو توست
چون بکشتی نفس شومت را یقین
چون نماز و روزه​ات مقبول شد
پاک باش و خاک این درگاه باش
گر سماع عاشقان را منکری
گر غلام شمس تبریزی شدی
 
رخت بربند و برس در کاروان
در زیانی در زیانی در زیان
تا تر و تازه بمانی جاودان
تا ز جیبت سر برآرد حوریان
پای نه بر بام هفتم آسمان
پهلوانی پهلوانی پهلوان
کبر کم کن در سماع عاشقان
حشر گردی در قیامت با سگان
نعره زن کالحمد لک یا مستعان
تعداد دفعات مشاهده: 102