متن شعر

ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه

ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
نی نی تو بنال ای دل زیرا که من مسکین
شد خانه چو زندانم شب خواب نمی​دانم
حسن تو و عشق من در شهر شده شهره
ای در هوست غرقه هم صوفی و هم خرقه
 
کاستیزه همی​گیرد او را مگر از لابه
بی​صورت او هستم چون صورت گرمابه
تا او نشود با من همخانه و همخوابه
برداشته هر مطرب آن بر دف و شبابه
هم بنده بیچاره هم خواجه نسابه
تعداد دفعات مشاهده: 63