متن شعر

صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد

صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتاد
آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بود
وان چشم کو چو برق همی​سوخت خلق را
وان دل که صد هزار دل از وی کباب بود
ای شاد آن کسی که از این عبرتی گرفت
چون روز گشت و دید که او شب چه کرده بود
چون بخت روسپید شب اندر دعا گذار
 
صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
صد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد
وان ماه زنگ ظلم به زیر حجاب شد
در نوحه اوفتاد و به گریه سحاب شد
در آتش خدای کنون او کباب شد
او را از این سیاست شه فتح باب شد
سودش نداشت سخره صد اضطراب شد
زیرا دعای نوح به شب مستجاب شد
تعداد دفعات مشاهده: 94