متن شعر

تا در چشمم نشسته بودی در تاب

تا در چشمم نشسته بودی در تاب
پیوسته همی بریختی در خوشاب


و اکنون که برون شدن به رستم ز عذاب
چون دیده ز خس برست کم ریزد آب

تعداد دفعات مشاهده: 368