متن شعر

ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو

ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو
کشته عشق توام ور ز آنک تو منکر شوی
می​گدازم می​گدازم هر زمان همچون شکر
شب همه خلقان بخفته چشم من بیدار و باز
چند گویی مر مرا کز کار چون کاهل شدی
ای طبیب عاشقان این جمله بیماریم
ای دم هشیاریم بی​هوش هشیاری تو
چشمه​ها بر دل بجوشد هر دم از دریای تو
شمس تبریزی که عالم اندک اندک بود
 
نقش​هایی دیدم از گلزار تو گلزار تو
خط​هایی دارم از اقرار تو اقرار تو
از شکرها رسته از گفتار تو گفتار تو
همچو بخت و طالع بیدار تو بیدار تو
راست گویی ای صنم از کار تو از کار تو
هست زان دو نرگس بیمار تو بیمار تو
ای دم بی​هوشیم هشیار تو هشیار تو
چشم دل پرک زن انوار تو انوار تو
از عطا و بخشش بسیار تو بسیار تو
تعداد دفعات مشاهده: 52