متن شعر

پیشتر آ ای صنم شنگ من

پیشتر آ ای صنم شنگ من
شیوه گری بین که دلم تنگ شد
جنگ کنم با دل خود چون عوان
چند بپرسی که رخت زرد چیست
دوش به زهره همه شب می​رسید
جان مرا از تن من بازخر
ای شده از لطف لب لعل تو
صلح بده جان مرا و مرا
پای من از باد روانتر شود
زان شده​ام بسته آونگ تو
ای تو ز من فارغ و من زار زار
زنگی غم بر در شادی روم
بی​گهی و دوری ره باک نیست
پیری من گشته به از کودکی
خامش کن چون خمشان دنگ باش
 
ای صنم همدل و همرنگ من
تا تو بگوییش که دلتنگ من
تا تو بگویی سره سرهنگ من
از غم تو ای بت گلرنگ من
زاری این قالب چون چنگ من
تا برهد جان من از ننگ من
صیرفی زر دل چون سنگ من
کز جهت توست همه جنگ من
گر تو بگویی که بیا لنگ من
کز تو شود چون شکر آونگ من
اه چه شوم چون کنی آهنگ من
روم مرا بازخر از زنگ من
نیم قدم شد ز تو فرسنگ من
تازه شده روی پرآژنگ من
تات بگوید خمش و دنگ من
تعداد دفعات مشاهده: 114