متن شعر

تا بشنیدم که گرمی از آتش تب

تا بشنیدم که گرمی از آتش تب
گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب


مرگست ندیمم از فراقت همه شب
تب با تو و مرگ با من این هست عجب

تعداد دفعات مشاهده: 360