متن شعر

از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده​ست

از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده​ست
بنوشته بر آن دفتر حرفی ز شکر خوشتر
عمر ابدی تابان اندر ورق بستان
نامش ورقی بوده ملک ابد اندر وی
پیچیده ورق بر وی نوری ز خداوندی
 
کز غیرت لطف آن جان در قلقی مانده​ست
از خجلت آن حرفش مه در عرقی مانده​ست
نی خوف ز تحویلی نی جای دقی مانده​ست
اسرار همه پاکان آن جا شفقی مانده​ست
شمس الحق تبریزی روشن حدقی مانده​ست
تعداد دفعات مشاهده: 154