متن شعر

چنان مستم چنان مستم من این دم

چنان مستم چنان مستم من این دم
ز شور من بشوریده​ست دریا
زهی سر ده که سر ببریده جلاد
حلال اندر حلال اندر حلال است
از این باده جوان گر خورده بودی
زمین ار خورده بودی فارغستی
دل بی​عقل شرح این بگفتی
ز آب و گل برون بردی شما را
 
که حوا را بنشناسم ز آدم
ز سرمستی من مست است عالم
که تا دنیا نبیند هیچ ماتم
می خنب خدا نبود محرم
نبودی پشت پیر چرخ را خم
از آن که ابر تر بارد بر او نم
اگر بودی به عالم نیم محرم
اگر بودی شما را پای محکم
تعداد دفعات مشاهده: 99