متن شعر

نه آتش​های ما را ترجمانی

نه آتش​های ما را ترجمانی
برهنه شد ز صد پرده دل و عشق
میان هر دو گر جبریل آید
به هر لحظه وصال اندر وصالی
ببینی تو چه سلطانان معنی
سرشته وصل یزدان کوه طور است
اگر صد عقل کل بر هم ببندی
نشانی​های مردان سجده آرد
از آن نوری که حرف آن جا نگنجد
کمر شد حرف​ها از شمس تبریز
 
نه اسرار دل ما را زبانی
نشسته دو به دو جانی و جانی
نباشد ز آتشش یک دم امانی
به هر سویی عیان اندر عیانی
به گوشه بامشان چون پاسبانی
در آن کان تاب نارد یک زمانی
نگردد بامشان را نردبانی
اگر زان بی​نشان گویم نشانی
تو را این حرف گشته ارمغانی
بیا بربند اگر داری میانی
تعداد دفعات مشاهده: 55