متن شعر

چند دویدم سوی افندی

چند دویدم سوی افندی
در شب تاری ره متواری
شادی جان​ها ذوق دهان​ها
صحن گلستان عشرت مستان
عیش معظم جام دمادم
کام من آمد دام افندی
گرگ ز بره دست بدارد
گنج سبیلی خوان خلیلی
کله شاهان سکه ماهان
خامش و کم گو هی کی بود او
 
شکر که دیدم روی افندی
رهبر ما شد بوی افندی
اصل مکان​ها کوی افندی
آب حیات و جوی افندی
بزم دو عالم طوی افندی
های من آمد هوی افندی
چون شنود او قوی افندی
نیست بخیلی خوی افندی
در خم چوگان گوی افندی
قبله اوها اوی افندی
تعداد دفعات مشاهده: 133