متن شعر

صاف جان​ها سوی گردون می​رود

صاف جان​ها سوی گردون می​رود
چشم دل بگشا و در جان​ها نگر
جامه برکش چونک در راهی روی
لاله خون آلود می​روید ز خاک
جان چو شد در زیر خاکم جا کنید
جان عرشی سوی عیسی می​رود
سوی آن دل جان من پر می​زند
زانک آن جان دون حق چیزی نخواست
 
درد جان​ها سوی هامون می​رود
چون بیامد چون شد و چون می​رود
چون همه ره خاک با خون می​رود
گر چه با دامان گلگون می​رود
خاک در خانه چو خاتون می​رود
جان فرعونی به قارون می​رود
کو لطیف و شاد و موزون می​رود
وین دگر جان سوی مادون می​رود
تعداد دفعات مشاهده: 74