متن شعر

می​زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی

می​زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی
بی زیر و بی​بم تو ماییم در غم تو
قولی که در عراق است درمان این فراق است
ای آشنای شاهان در پرده سپاهان
در جمع سست رایان رو زنگله سرایان
از هر دو زیرافکند بندی بر این دلم بند
گر یار راست کاری ور قول راست داری
در پرده حسینی عشاق را درآور
از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو
 
یا پرده رهاوی یا پرده رهایی
در نای این نوا زن کافغان ز بی​نوایی
بی قول دلبری تو آخر بگو کجایی
بنواز جان ما را از راه آشنایی
کاری ببر به پایان تا چند سست رایی
آن هر دو خود یک است و ما را دو می​نمایی
در راست قول برگو تا در حجاز آیی
وز بوسلیک و مایه بنمای دلگشایی
تو شمع این سرایی ای خوش که می​سرایی
تعداد دفعات مشاهده: 91