متن شعر

39 - گفت با امر حقم اشراک نیست

گفت با امر حقم اشراک نیست
گر بریزد خونم امرش باک نیست

راضیم من شاکرم من ای حریف
این طرف رسوا و پیش حق شریف

پیش خلقان خوار و زار و ریش‌خند
پیش حق محبوب و مطلوب و پسند

از سخن می‌گویم این ورنه خدا
از سیه‌رویان کند فردا ترا

عزت آن اوست و آن بندگانش
ز آدم و ابلیس بر می‌خوان نشانش

شرح حق پایان ندارد همچو حق
هین دهان بربند و برگردان ورق

تعداد دفعات مشاهده: 206