متن شعر

باوفاتر گشت یارم اندکی

باوفاتر گشت یارم اندکی
دی بخندید آن بهار نیکوان
خوش برآمد آن گل صدبرگ من
صبحدم آن صبح من زد یک نفس
ابر من دی بر لب دریا نشست
خوش ببارم خاک را گل​ها دهم
مهلتم ده خوش به خوش از سر مرو
نی غلط گفتم که اندر عشق او
 
خوش برآمد دی نگارم اندکی
گشت خندان روزگارم اندکی
سبزتر شد سبزه زارم اندکی
زان نفس من برقرارم اندکی
خاک شو تا بر تو بارم اندکی
باش کاندر دست خارم اندکی
صبر کن تا سر بخارم اندکی
کافرم گر صبر دارم اندکی
تعداد دفعات مشاهده: 131