متن شعر

ما در جهان موافقت کس نمی​کنیم

ما در جهان موافقت کس نمی​کنیم
مخمور و مست و تشنه و بسیارخواره​ایم
این موج رحمت است و عدو چون کف و خس است
ما قصر و چارطاق بر این عرصه فنا
جز صدر قصر عشق در آن ساحت خلود
ما را مطار زان سوی قاف است در شکار
دیو سیاه غرچه فریب پلید را
ما آن نهاله را که بر و میوه​اش جفاست
از لذتی که هست نظر را ز قدس او
خاموش نظم و قافیه را ما از این سپس
 
ما خانه زیر گنبد اطلس نمی​کنیم
بس کرده​اند جمله و ما بس نمی​کنیم
ما ترک موج دل پی هر خس نمی​کنیم
چون عاد و چون ثمود مقرنس نمی​کنیم
چون نوح و چون خلیل موسس نمی​کنیم
ما قصد صید مرده چو کرکس نمی​کنیم
بر جای حور پاک معرس نمی​کنیم
در تیره خاک حرص مغرس نمی​کنیم
ما خود نظر به جان مقدس نمی​کنیم
از رشک غیر جنس مجنس نمی​کنیم
تعداد دفعات مشاهده: 33