متن شعر

آن کز دهن تو رنگ دارد

آن کز دهن تو رنگ دارد
وان کس که جدل ببست با تو
ماهی که بیافت آب حیوان
در آینه عکس قیصر روم
در قدس دلت چو خوک دیدی
ما را باری نگار خوش قول
زان زخمه او همیشه این چنگ
هر ذره که پای کوفت با ما
هر جان که در این روش بلنگد
زیرا کاین بحر بس کریمست
سگ طبع کسی که با چنین شیر
سنگین جانی که با چنین لعل
خامش کن و جاه گفت کم جوی
 
انصاف که رزق تنگ دارد
با عمر عزیز جنگ دارد
بر خشک چرا درنگ دارد
گر نیست بدانک زنگ دارد
ملک قدست فرنگ دارد
اندر بر خود چو چنگ دارد
پس تن تن و بس ترنگ دارد
از مشرق چرخ ننگ دارد
جان تو که عذر لنگ دارد
آن نیست که او نهنگ دارد
او سرکشی پلنگ دارد
سودای کلوخ و سنگ دارد
کاین جاه مزاج بنگ دارد
تعداد دفعات مشاهده: 136