متن شعر

ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده​ای

ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده​ای
ای بسا کوه احد کز راه دل برکنده​ای
جان​ها زنبوروار از عشق تو پران شده
ای سبک عقلی که از خویشش گرانی داده​ای
شاد با گوش مقیم اندر مقالات الست
در رخ پرزهر دونان کمترک خندیده​ای
فارغی از چرب و شیرین در حلاوت​های خود
ای همه دعویت معنی ای ز معنی بیشتر
ای که می​جویی مثال شمس تبریزی تو هم
 
تا بسی درهای دولت بر فلک بگشوده​ای
ای بسا وصف احد کاندر نظر بنموده​ای
تا دهان خاکیان را زان عسل آلوده​ای
وی گران جانی که سوی خویشتن بربوده​ای
چون ز بی​چشمان مقالات خطا بشنوده​ای
هر خسی را از ضرورت در جهان بستوده​ای
چرب و شیرین باش از خود ز آنک خوش پالوده​ای
ای دو صد چندانک دعوی کرده​ای بنموده​ای
روزگاری می​بری و اندر غم بیهوده​ای
تعداد دفعات مشاهده: 76