متن شعر

شاها بکش قطار که شهوار می​کشی

شاها بکش قطار که شهوار می​کشی
قطار اشتران همه مستند و کف زنان
هر اشتری میانه زنجیر می​گزد
آن چشم​های مست به چشمت که ساقی است
ما کشت تو بدیم درودی به داس عشق
سکسک بدیم و توسن و در راه صدق لنگ
هر چند سال​ها ز چمن گل بچیده​ایم
ما کی غلط کنیم به هر سو کشی بکش
شاهان کشند بنده بد را به انتقام
زین لطف مجرمان را گستاخ کرده​ای
هر تخمه و ملول همی​گویدم خموش
سختی کشان ز گردش این چرخ در غم اند
ای شاه شمس مفخر تبریز نور حق
 
دامان ما گرفته به گلزار می​کشی
بویی ببرده​اند که قطار می​کشی
چون شهد و چون شکر که سوی یار می​کشی
گویند خوش بکش که به دیدار می​کشی
کردی ز که جدا و به انبار می​کشی
رهوار از آن شدیم که رهوار می​کشی
ناگه ز چشم بد به ره خار می​کشی
هر سو کشی به عشرت بسیار می​کشی
تو جانب کرامت و ایثار می​کشی
دزدان دار را خوش و بی​دار می​کشی
تو کرده​ای ستیزه به گفتار می​کشی
بر رغم جمله چرخه دوار می​کشی
تو نور نور ندره به اقطار می​کشی
تعداد دفعات مشاهده: 109