متن شعر

آخر گل و خار را بدیدی

آخر گل و خار را بدیدی
بس نقش و نگار درشکستی
از عالم خاک برگذشتی
می​خند چو گل در این گلستان
بی کار شدی ز کار عالم
چون باده ساقی اندرآمیز
 
روز و شب تار را بدیدی
تا نقش و نگار را بدیدی
و آن گرد و غبار را بدیدی
کان جان بهار را بدیدی
چون حاصل کار را بدیدی
چون رنج خمار را بدیدی
تعداد دفعات مشاهده: 483