متن شعر

چون نیست رهی به هیچ سوئی کس را

چون نیست رهی به هیچ سوئی کس را
جز خون خوردن نماند رویی کس را

هر کس گوید که کردم آن دریا نوش
خود تر نشد از وی سر مویی کس را

تعداد دفعات مشاهده: 86