متن شعر

ایا ساقی توی قاضی حاجات

ایا ساقی توی قاضی حاجات
چنان گشتم ز مستی و خرابی
پدر بر خم خمرم وقف کردست
دو گوشم بست یزدان تا رهیدم
دگرگون است کوی اهل تمییز
در این کو کدخدا شاهی است باقی
 
شرابی ده که آرد در مراعات
که نشناسم اشارات از عبارات
سبیلم کرد مادر بر خرابات
ز حال دی و فردا و خرافات
که آن جا رسم طاعاتست و زلات
فرو روبیده این کو را ز آفات
تعداد دفعات مشاهده: 139