متن شعر

چون خانه روی ز خانه ما

چون خانه روی ز خانه ما
با رستم زال تا نگویی
زیرا جز صادقان ندانند
اندر دل هیچ کس نگنجیم
هر جا پر تیر او ببینی
از عشق بگو که عشق دامست
با خاطر خویش تا نگویی
گر تو به چنینه​ای بگویی
اندر تبریز بد فلانی
 
با آتش و با زبانه ما
از رخش و ز تازیانه ما
مکر و دغل و بهانه ما
چون در سر اوست شانه ما
آن جاست یقین نشانه ما
زنهار مگو ز دانه ما
ای محرم دل فسانه ما
والله که تویی چنانه ما
اقبال دل فلانه ما
تعداد دفعات مشاهده: 103