متن شعر

ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما

ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
ای چشم ابر این اشک​ها می​ریز همچون مشک​ها
این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر
ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما
بر خاک و دشت بی​نوا گوهرفشان کرد آسمان
این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن
یک قطره​اش گوهر شود یک قطره​اش عبهر شود
باغ و گلستان ملی اشکوفه می​کردند دی
بربند لب همچون صدف مستی میا در پیش صف
 
چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
زیرا که داری رشک​ها بر ماه رخساران ما
کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما
رطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما
زین بی​نوایی می​کشند از عشق طراران ما
بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما
وز مال و نعمت پر شود کف​های کف خاران ما
زیرا که بر ریق از پگه خوردند خماران ما
تا بازآیند این طرف از غیب هشیاران ما
تعداد دفعات مشاهده: 77