متن شعر

نگاری را که می​جویم به جانش

نگاری را که می​جویم به جانش
کجا رفت او میان حاضران نیست
نظر می​افکنم هر سو و هر جا
مسلمانان کجا شد نامداری
بگو نامش که هر کی نام او گفت
خنک آن را که دست او ببوسید
ز رویش شکر گویم یا ز خویش
زمینی گر نیابد شکل او چیست
بگو القاب شمس الدین تبریز
 
نمی​بینم میان حاضرانش
در این مجلس نمی​بینم نشانش
نمی​بینم اثر از گلستانش
که می​دیدم چو شمع اندر میانش
به گور اندر نپوسد استخوانش
به وقت مرگ شیرین شد دهانش
که کفو او نمی​بیند جهانش
که می​گردد در این عشق آسمانش
مدار از گوش مشتاقان نهانش
تعداد دفعات مشاهده: 120