متن شعر

پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا

پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
پیشتر آ درگذر از ما و من
کبر و تکبر بگذار و بگیر
گفت الست و تو بگفتی بلی
سر بلی چیست که یعنی منم
هم برو از جا و هم از جا مرو
پاک شو از خویش و همه خاک شو
ور چو گیا خشک شوی خوش بسوز
ور شوی از سوز چو خاکستری
بنگر در غیب چه سان کیمیاست
از کف دریا بنگارد زمین
لقمه نان را مدد جان کند
پیش چنین کار و کیا جان بده
جان پر از علت او را دهی
بس کنم این گفتن و خامش کنم
 
از من و ما بگذر و زوتر بیا
پیشتر آ تا نه تو باشی نه ما
در عوض کبر چنین کبریا
شکر بلی چیست کشیدن بلا
حلقه زن درگه فقر و فنا
جا ز کجا حضرت بی​جا کجا
تا که ز خاک تو بروید گیا
تا که ز سوز تو فروزد ضیا
باشد خاکستر تو کیمیا
کو ز کف خاک بسازد تو را
دود سیه را بنگارد سما
باد نفس را دهد این علم​ها
فقر به جان داند جود و سخا
جان بستانی خوش و بی​منتها
در خمشی به سخن جان فزا
تعداد دفعات مشاهده: 113