متن شعر

میندیش میندیش که اندیشه گری​ها

میندیش میندیش که اندیشه گری​ها
خرف باش خرف باش ز مستی و ز حیرت
جنونست شجاعت میندیش و درانداز
که اندیشه چو دامست بر ایثار حرامست
ره لقمه چو بستی ز هر حیله برستی
 
چو نفطند بسوزند ز هر بیخ تری​ها
که تا جمله نیستان نماید شکری​ها
چو شیران و چو مردان گذر کن ز غری​ها
چرا باید حیلت پی لقمه بری​ها
وگر حرص بنالد بگیریم کری​ها
تعداد دفعات مشاهده: 66