متن شعر

آنکه چون ابر خواند کف ترا

آنکه چون ابر خواند کف ترا
او همی​گرید و همی​بخشد
همچو یوسف گناه تو خوبیست
او چو سرکه​ست و می​کند ترشی
چشم مریخ دارد آن دشمن
ای دل اندر اصول وصل گریز
قطره​ی باز رو سوی دریا
قوت یاقوت گیر از خورشید
 
کرد بیداد بر خردمندی
تو همی​بخشی و همی​خندی
جرم تو دانش است و خرسندی
دوست قندست و می​کند قندی
تو چو مه دست زهره می​بندی
که بسی در فراق جان کندی
بنگر تا به پیش او چندی
تا در اخلاق او به پیوندی
تعداد دفعات مشاهده: 156