متن شعر

بوی مشکی در جهان افکنده​ای

بوی مشکی در جهان افکنده​ای
صد هزاران غلغله زین بوی مشک
از شعاع نور و نار خویشتن
از کمال لعل جان افزای خویش
تو نهادی قاعده عاشق کشی
صد هزاران روح رومی روی را
با یقین پاکشان بسرشته​ای
چون به دست خویششان کردی خمیر
هم شکار و هم شکاری گیر را
پردلان را همچو دل بشکسته​ای
جان سلطان زادگان را بنده وار
 
مشک را در لامکان افکنده​ای
در زمین و آسمان افکنده​ای
آتشی در عقل و جان افکنده​ای
شورشی در بحر و کان افکنده​ای
در دل عاشق کشان افکنده​ای
در میان زنگیان افکنده​ای
چونشان اندر گمان افکنده​ای
چونشان در قید نان افکنده​ای
زیر این دام گران افکنده​ای
بی دلان را در فغان افکنده​ای
پیش عقل پاسبان افکنده​ای
تعداد دفعات مشاهده: 243