متن شعر

با یار بساز تا توانی

با یار بساز تا توانی
بر آب حیات راه یابی
با سایه یار رو یکی شو
گر رطل گران دهند درکش
ای دل مپذیر بیش صورت
پذرفتن صورت از جمادی است
در مجلس دل درآ که آن جا
 
تا بی​کس و مبتلا نمانی
گر سر موافقت بدانی
منمای ز خویشتن نشانی
ای جان بگذار این گرانی
می​باش چو آب در روانی
مفسر اگر از رحیق جانی
عیش است و حریف آسمانی
تعداد دفعات مشاهده: 157