متن شعر

از آتش روی خود اندر دلم آتش زن

از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
ای جان خوش ساده از اصل ملک زاده
ای جسم تو را از جان گر فرق کند جانم
ای طره پربندت بگشاده گره​ها را
 
و آتش ز دلم بستان در چرخ منقش زن
هر جا که روی خوش رو هر دم که زنی خوش زن
شمشیر به کف داری بر تارک فرقش زن
این یک گره دیگر بر زلف مشوش زن
تعداد دفعات مشاهده: 160