متن شعر

در فروبند که ما عاشق این میکده​ایم

در فروبند که ما عاشق این میکده​ایم
برجه ای ساقی چالاک میان را بربند
برگشا مشک طرب را که ز رشک کف تو
در فروبند و ز رحمت در پنهان بگشا
زان سبو غسل قیامت بده از وسوسه​ام
ما همه خفته تو بر ما لگدی چند زدی
گر علی الریق تو را باده دهی قاعده نیست
فلسفی زین بخورد فلسفه​اش غرق شود
آن نهنگیم که دریا بر ما یک قدح است
هله خاموش کن و فایده و فضل بهل
 
درده آن باده جان را که سبک دل شده​ایم
به خدا کز سفر دور و دراز آمده​ایم
از کف زهره به صد لابه قدح نستده​ایم
چاره رطل گران کن که همه می زده​ایم
به حق آنک ز آغاز حریفان بده​ایم
برجهیدیم خمارانه در این عربده​ایم
هین بده ما ملک الموت چنین قاعده​ایم
که گمان داشت که ما زان علل فاسده​ایم
ما نه مردان ثرید و عدس و مایده​ایم
که ز فضله فایده فایده​ایم
تعداد دفعات مشاهده: 95