متن شعر

قناری گفت...

قناری گفت...

به هوشنگ گلشیری




قناری گفت: ــ کُره‌ی ما
کُره‌ی قفس‌ها با میله‌های زرین و چینه‌دان ِ چینی.



ماهی‌ سُرخ ِ سفره‌ی هفت‌سین‌اش به محیطی تعبیر کرد

که هر بهار

متبلور می‌شود.



کرکس گفت: ــ سیاره‌ی من
سیاره‌ی بی‌همتایی که در آن

مرگ

مائده می‌آفریند.



کوسه گفت: ــ زمین
سفره‌ی برکت‌خیز ِ اقیانوس‌ها.



انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستین‌اش از اشک تَر بود.
۱۳۷۳

تعداد دفعات مشاهده: 290