متن شعر

گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست

گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست
ور تو گویی چرخ می​گردد به کار نیک و بد
سال​ها شد که بیرون درت چون حلقه​ایم
بر در اندیشه ترسان گشته​ایم از هر خیال
ای دل جاسوس من در پیش کیکاووس من
 
ور تو پنداری مرا بی​تو قراری هست نیست
چرخ را جز خدمت خاک تو کاری هست نیست
بر در تو حلقه بودن هیچ عاری هست نیست
خواجه را این جا خیالی هست آری هست نیست
جز صلاح الدین ز دل​ها هوشیاری هست نیست
تعداد دفعات مشاهده: 179