متن شعر

ای مطرب دل برای یاری را

ای مطرب دل برای یاری را
رو در چمن و به روی گل بنگر
دانی چه حیات​ها و مستی​هاست
چون دولت بی​شمار را دیدی
ای روح شکار دلبری گشتی
ای ساقی دل ز کار واماندم
آراسته کن مرا و مجلس را
بزمیست نهان چنین حریفان را
 
در پرده زیر گوی زاری را
همدم شو بلبل بهاری را
در مجلس عشق جان سپاری را
بسپار بدو دم شماری را
کو زنده کند ابد شکاری را
وقتست بده شراب کاری را
کآراسته​ای شرابداری را
جا نیست دگر شرابخواری را
تعداد دفعات مشاهده: 54