متن شعر

میل هواش می کنم طال بقاش می زنم

میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
از دل و جان شکسته​ام بر سر ره نشسته​ام
غیر طواشی غمش یا یلواج مرهمش
این دل همچو چنگ را مست خراب دنگ را
دل که خرید جوهری از تک حوض کوثری
شب چو به خواب می رود گوش کشانش می کشم
لذت تازیانه​ام کی برسد به لاشه​اش
گر قمر و فلک بود ور خرد و ملک بود
گفتم شیشه مرا بر سر سنگ می زنی
هر رگ این رباب را ناله نو نوای نو
در دل هر فغان او چاشنی سرشته​ام
خشم شهان گه عطا خنجر و گرز می زند
سخت لطیف می زنم دیده بدان نمی​رسد
خامش باش زین حنین پرده راست نیست این
 
حلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنم
قافله خیال را بهر لقاش می زنم
هر چه سری برون کند بر سر و پاش می زنم
زخمه به کف گرفته​ام همچو سه تاش می زنم
خفت و بها نمی​دهد بهر بهاش می زنم
چون به سحر دعا کند وقت دعاش می زنم
چون که گمان برد که من بهر فناش می زنم
چونک حجاب دل شود زود قفاش می زنم
گفت چو لاف عشق زد تیغ بلاش می زنم
تا ز نواش پی برد دل که کجاش می زنم
تا نبری گمان که من سهو و خطاش می زنم
من به سخاش می کشم من به عطاش می زنم
دل که هوای ما کند همچو هواش می زنم
راه شماست این نوا پیش شماش می زنم
تعداد دفعات مشاهده: 32