متن شعر

جسته​اند دیوانگان از سلسله

جسته​اند دیوانگان از سلسله
نعره​ها از عاشقان برخاسته
جان مشتاقان نمی​گنجد همی
پیش لیلی می​برم من هر دمی
حلقه​های عشق تو در گوش ماست
فتنه بین کز سلسله انگیختی
صد نشان بر پای جان از بند توست
شمس تبریزی مرادم زلف توست
 
ز آنک برزد بوی جان از سلسله
الامان و الامان از سلسله
در زمین و آسمان از سلسله
جان مجنون ارمغان از سلسله
هوش ما را تو مران از سلسله
فتنه را هم می​نشان از سلسله
گر چه جان شد بی​نشان از سلسله
گر چه کردم من بیان از سلسله
تعداد دفعات مشاهده: 45