متن شعر

آمد آمد در میان خوب ختن

آمد آمد در میان خوب ختن
داد شمشیری به دست عشق و گفت
اندر آب انداز الا نوح را
هر که او اندر دل نوح است رست
 
هر دو دستت را بشو از جان و تن
هرچ بینی غیر من گردن بزن
هر که باشد خوب و زشت و مرد و زن
هر که در پستی است در دریا فکن
تعداد دفعات مشاهده: 444