متن شعر

کژزخمه مباش تا توانی

کژزخمه مباش تا توانی
پیر است عروس عیش دنیا
تا رخ ننمود جمله نور است
از سیل بلا چو کاه مگریز
چون آب روان به هر نباتی
 
هر زخمه که کژ زنی بمانی
مرگش طلبی اگر ستانی
چون رخ بنمود شد دخانی
در عشق و ولا چو پهلوانی
باید که حیات را رسانی
تعداد دفعات مشاهده: 54