متن شعر

امیر داد گستر خان عادل

امیر داد گستر خان عادل
دلیر عدل پرور شاهرخ خان

خدیو کامران کز یاری بخت
نپچید آسمانش سر ز فرمان

برای قطع نخل هستی خصم
تبرزینی به دستش داد دوران

تبرزین نه کلید فتح و نصرت
تبرزین نه نشان شوکت و شان

تبرزین نه رگ ابری شرر بار
که انگیزد ز خون خصم طوفان

تبرزین نه عقابی صیدپیشه
که قوت اوست مغز اهل عدوان

کسی کو گیردش بر کف نماند
چو موسی و ید بیضا و ثعبان

ز آسیبش پریشان باد دایم
سر دشمن چو گوی از ضرب چوگان

تعداد دفعات مشاهده: 241