متن شعر

ظلمت شب پرتو ظلمات من

ظلمت شب پرتو ظلمات من
گوهر طاعت شد از آن کیمیا
هست سماوات در آن آرزو
ای رخ خورشید سوی برج من
 
نور مه از نور ملاقات من
زلت و انکار و جنایات من
تا نگرد سوی سماوات من
ای شه جان شاهد شهمات من
تعداد دفعات مشاهده: 206