متن شعر

دوش همه شب دوش همه شب

دوش همه شب دوش همه شب
آخر شب شد آخر شب شد
شیر و شکر را شمس و قمر را
نور دو عالم عشق قدیمی
شیر روان شد خوش ز بیانش
کام ملوکان جایزه گیری
کعبه جان​ها روی ملیحش
گر الفی و سابق حرفی
نور بود او نار نماید
بس کن بس کن کس نتواند
 
گشتم من بر بام افندی
خوردم می از جام افندی
مایه ببخشد نام افندی
دولت مرغان دام افندی
شیر سیه شد رام افندی
جایزه بخشی کام افندی
پخته عالم خام افندی
محو شو اندر لام افندی
خاص بود خود عام افندی
که بگزارد وام افندی
تعداد دفعات مشاهده: 118