متن شعر

ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی

ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
چون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدی
در روح نظر کردی چون روح سفر کردی
رفتی تو بدین زودی تو باد صبا بودی
نی باد صبا بودی نی مرغ هوا بودی
ای خواجه این خانه چون شمع در این خانه
 
در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی
چون مرغ بپریدی ای دوست کجا رفتی
از خلق حذر کردی وز خلق جدا رفتی
ماننده بوی گل با باد صبا رفتی
از نور خدا بودی در نور خدا رفتی
وز ننگ چنین خانه بر سقف سما رفتی
تعداد دفعات مشاهده: 57